

زن در هخامنشيان آتوسا دختر كورش بزرگ و شاهبانوي داريوش در دربار ايران جايگاه نيرومندي داشت. در نتيجه ميتوان گ?ت كه شاهبانوان نيز هم مرتبهي خود شاهنشاهان بودهاند.
در كتاب بندهش آمده است: «آن گاه اهورامزدا روان را كه پيش از پيكر آ?ريده بود در مشيه و مشيانه دميد و آنان جاندار شدند. پس به آنان گ?ت شما پدر و مادر مردم جهان هستيد.»
به گزارش خبرنگار سرويس «نگاهي به وبلاگها»ي ايسنا بلاگر http://arianam.persianblog.com/ نوشته است: انديشهي ايراني كه بر پايهي سرشت نيك خود و انديشههاي زردشت پديد آمده بود، به خوبي ميدانست كه زن و مرد با هم برابر و در كنار يكديگرند. البته در كنار اين برابري، هيچ گاه جايگاه زن به ورطهي نادرستي ني?تاده است، چنان كه در نگارههاي پارس شهر و ديگر جايگاههاي هخامنشي نگارهي هيچ زني ديده نميشود.
كريستن سن، خاورشناس بزرگ دانماركي ميگويد: «ر?تار مردان نسبت به زنان در ايران باستان همراه با نزاكت بود. زن چه در زندگي خصوصي و چه در زندگي اجتماعي از آزادي كامل برخوردار بود. در مورد آزادي در ازدواج هيچ چيزي مستندتر و موجهتر از ر?تار خود زرتشت نسبت به دختر كوچكش پروچيستا نيست.
زرتشت به دختر كوچكش پروچيستا ميگويد: «پروچيستا من جاماسب را كه مرد دانشمندي است (وزير گشتاسب و ستارهشناس) براي همسري تو برگزيدم؛ تو با خرد نيك خود مشورت كن و ببين كه آيا او را سزاوار همسري خود ميداني يا نه؟
د
منبع: www.persiahistory.org
مکیاول
سیاستمدار معرو? ایتالیائی سده 16 در کتاب «هنر جنگ» مینویسد« اگر بخواهی
ملتی را به بردگی بکشی، ?رهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن. و اگر ?رهنگ
او غیر قابل خرده گیری بود، تا آنجا که بتوانی از ابزار دروغ است?اده کن و
با دروغ آنرا از پای در بیاور، چون زمانی که ابزار «راستی» را در دست
نداری، دروغگوئی بزرگترین عامل پیروزی است» .
این شیوه اتدیشه ای را
سده ها پیش از مکیاول، نخست تازیان و سپس تازی پرستان در 00 14 سال گزشته
به خوبی ( و با پیروزی نسبی» در مورد ایرانیان برای در هم کوبیدن ?رهنگ و
هویت آنها انجام داده اند.
امروز باز در برابر پیدا شدن شی?تگی وکشش بی
سابقه مردم ایران بویژه جوانان به آئین نیاکان خود، زرتشت، که هسته مرکزی
?رهنگ ایران را درست میکند، و به ترس ا?تادن از گسترش سریع آن ، و برای
درهم کوبیدن یا خنثی کردن این کشش، باز شیادان حر?ه ای با تیترهای « استاد
» ، « مورخ » ، « نویسنده» وارد میدان شده و هر روز از آستین گشاد خود
دروغی را خارج کرده و آنرا بسوی مردمانی که از همه جا بی خبر نگه داشته
شده ولی پاک و جستجوگر مانده هد? میگیرند.
از 400تا500 نامه ای که هر
ماه از ایران به کانون ما میرسد به روشنی بر میاید که دو باره دروغهای
کهنه ای که ما ?کر میکردیم در دنیای امروز با اینهمه پژوهشهای تازه و پر
مغز در باره اندیشه و آئین زرتشت و با این همه ترجمه های خوبی که از تنها
کتاب آن بزرگ آموزگار « گاتها» در دست است دیگر بساط این ?ریبهای 1400
ساله برچیده شده، ولی نه! در برابر این کشش تاریخی که به خانواده ها هم
سرایت کرده، و آنهم در حالی که بسیاری از مردم گله دارند که در ایران
موبدی برای سدره پوش کردن آنها
( برای اجرای مراسم برای ورود به آئین زرتشت) پیدا نکرده اند باز دروغ پردازان تازی پرست به جنب و جوش ا ?تاده اند .
این دروغها دور و بر چند موضوع کهنه که بارها و بارها ساختگی بودن آنها در کتابها و نوشتار های گوناگون ثابت شده میگردند:
به کجا می رویم؟
درسال 1868 (16 سال پس از قتل امیرکبیر پایه گذار اصلاحات در ایران) "میجی" به امپراطوری ژاپن رسید و دوران مدرن سازی و اصلاحات آغاز شد.درآن سال تعداد بیسوادان ژاپن 90% جمعیت این کشوروشمارگان روزنامه ها 20 هزار بود اما در سال 1914(2 سال پس از پایان امپراتوری میجی) تعداد بیسوادان ژاپن به 10% جمعیت و شمارگان روزنامه ها به یک میلیون نسخه رسید.همچنین امپراتوری میجی در راستای مدرن کردن ژاپن 5 روزنامه تأسیس کرد که یکی از آنها "یومیوری شیمبون" در 1874 بود که امروزه پر شمارگان ترین روزنامه دنیاست.
ژاپن در عرض 44 سال دوران حکومت میجی توانست بیسوادی را در کشورش تقریباً از بین ببرد اما ایران با اینکه اصلاحات را 20 سال پیش از ژاپن (با آغاز دوره صدر اعظمی امیرکبیر ) شروع کرده بود بنا به گ?ته محمد احسان تقی زاده(سرپرست مؤسسه آموزش از راه دور کشور) امروز چنین وضعیتی دارد:"بر اساس سرشماری سال 85 بیش از 9میلیون و 800 هزار بی سواد در کشور زندگی می کنند که به استناد گزارش سازمان بازرسی کل کشور اگر روند ?علی ادامه پیدا کند بی سوادی 55 سال دیگر از ایران ریشه کن می شود که البته این آمار خوشبینانه است زیرا اگر واقعیت را بخواهیم در نظر بگیریم با ادامه روند ?علی بی سوادی 75 سال دیگر ریشه کن می شود"( ایسنا_سرویس اجتماعی_15/10/87)
علاوه براین بر اساس آمارهای منتشره از سوی سازمان نهضت سواد آموزی 10 میلیون هم کم سواد در کشور داریم و همچنین چندی پیش خبری درجراید به نقل از هاجر تحریری نیک ص?ت (رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش) آمده بود که:" بر اساس انجام طرح بین المللی سواد خواندن در جهان نشان داده شد که دانش آموزان ایرانی در این آزمون رتبه زیر میانگین را در بین 60 کشور شرکت کننده دارند."(روزنامه کارگزاران 20 آذر 87 ص?حه 9)
علم آموزی همواره چه در ?رهنگ دینی و چه در ?رهنگ ملی ما از ارزش و جایگاه بالایی برخوردار بود است.اگر پیامبر اسلام گ?ته است ز گهواره تا گور دانش بجوییم یا از حضرت علی(ع) هم نقل شده که هرکس کلمه ای به من بیاموزد مرا بنده خود کرده است ?ردوسی بزرگ هم حدود 1000 سال پیش از آن که"الوین تا?لر" اندیشمند بزرگ معاصر از نقش دانایی بعنوان مهمترین ابزار قدرت درموج سوم تمدن سخن بگوید،گ?ته بود:توانا بود هرکه دانا بود.اما چرا امروز وضعیت ما اینچنین است؟ مقصر کیست؟ دولتها که هیچوقت بطور کامل شرایط اقتصادی را برای امکان و انگیزه برای تحصیل و پیشر?ت در آن ?راهم نکرده اند؟ا?زایش مظاهر ر?اه و زندگی اشرا?ی در جامعه و رشد ?رهنگ مصر? گرایی؟ ا?زایش اهمیت روزبروز مادیات در زندگی (بویژه در نسل جوان) وبی تأثیر بودن تحصیلات و دانش نه ?قط در کسب تو?یق در این زمینه بلکه حتی در نابودی ?رصتهای اقتصادی؟و....
ایران ?ردا به کجا می رود؟